وقتی نوک سینه هایش را دیدم که از حلقه ها بیرون زده بود، فهمیدم که او یک عوضی است. و او مرا ناامید نکرد. او یک دختر شاغل است، حتی احمقش چشمک می زند. انگار داشتم توی احمقش کم می کردم.
آدیتیا| 5 چند روز قبل
من هم همین را می خواهم، می خواهم سخت لعنت بروم.
دامیون| 56 چند روز قبل
این کاملا مربی است. ویدیو بد نیست، اما تغییر قاب ناگهانی را اصلا دوست ندارم.
کاش یه هم اتاقی مثل تو داشتم
لیانا برایم بنویس من تو را می خواهم
وقتی نوک سینه هایش را دیدم که از حلقه ها بیرون زده بود، فهمیدم که او یک عوضی است. و او مرا ناامید نکرد. او یک دختر شاغل است، حتی احمقش چشمک می زند. انگار داشتم توی احمقش کم می کردم.
من هم همین را می خواهم، می خواهم سخت لعنت بروم.
این کاملا مربی است. ویدیو بد نیست، اما تغییر قاب ناگهانی را اصلا دوست ندارم.